المحقق السبزواري
777
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
داد كه ، « حاكم اترار نسبت به تجّار به غدر چنين كرده و از وخامت عاقبت غدر نينديشيده . وظيفه آنكه او را پيش ما فرستند . » و سلطان از كمال بىدولتى ايلچى را نيز بكشت ، و كيفيّت حادثه مسموع چنگيز خان گشته ، آتش غضب او اشتعال يافت و حكم به اجتماع لشكرها نموده با لشكر بىحساب متوجّه ايران گرديد ، و بر لشكر سلطان ظفر يافته و در قتل و تخريب بلاد ايران چندان سعى نمود كه از هيچ زمانى مسموع نشده كه چندان قتل و فساد واقع شده باشد . « 1 » و تفصيل آن وقايع در كتب تواريخ مذكور و مشهور است . مجملا ، نقل كردهاند كه در خوارزم ، كه در آن وقت دار الملك خوارزمشاه بود ، چندان آدمى كشته شد كه گويند هر قاتلى بيست و چهار سر به عرضگاه آورد و عدد سپاهيان از صد هزار متجاوز بود . در نيشابور دوازده روز شمار كشتگان كردند ، به غير از عورات و اطفال هزار هزار و هفتصد و چهل و هفت هزار « 2 » مرد كشته شده بودند ، و در هرات هزار هزار و سيصد هزار و كسرى كشته شده بودند ، و بر اين قياس در شهرهاى ديگر . و از آثار قتل چنگيزى از صاحب كتاب طبقات ناصرى نقل شده كه از سيّد بهاء الدين رازى ، كه سيّد شريف الذات طاهر النسب بود ، استماع نمودم كه ، « در سالى كه خوارزمشاه مرا به واسطهء تحقيق كيفيّت سلطنت و كميّت لشكر و مملكت چنگيز خان به ولايت خطا ارسال داشت ، چون به ولايت آلتمان [ 195 ب ] پادشاه خطا رسيديم ، از دور پشتهاى سفيد بلند به نظر ما درآمد . همگنان را گمان آن بود كه مگر كوه پربرفى است . بعد از سه منزل كه به آنجا رسيديم ، از مردم آنجا به وضوح پيوست كه استخوان كسانى است كه در جنگ آلتمان خطا و چنگيز خان كشته شدهاند . منزل ديگر رفتيم ، زمين از روغن آدمى چرب و سياه گشته بود ، چنان كه سه منزل ديگر آن كيفيت داشت ، و اكثر مردم ما از عفونت هوا بيمار شده ، رخت به سرمنزل ممات كشيدند . و چون به حدود خطا رسيديم ، در زير يكى از بروج قلعه استخوان آدمى بسيار برهم ريخته ديديم . از حقيقت آن استفسار نموديم ، گفتند : در وقت فتح اين شهر ، شصت هزار دختر به جهت آنكه به دست مغولان
--> ( 1 ) . به نقل از جهانگشاى جوينى ، ج 1 ، صص 60 تا 63 . همچنين تفصيل اين واقعه در همان ، تا صفحهء 140 و جامع التواريخ ، ج 1 ، صص 345 تا 347 و 352 به بعد آمده است . ( 2 ) . برابر با 000 / 747 / 1 .